فرشته های خانه ما ویانا و لیانا و هیرمان

خدایا شکر برای همه چی

1402/7/18 19:02
نویسنده : مامان وحیده
185 بازدید
اشتراک گذاری

اصلا فکر نمی کردم هیرمان پسرکم این همه شیرین باشه مامانی زیاد پسر دوست نداشت اصلا یه بارداری سوم فکر نمی کردم ولی الان سه ماه از وجود بدنیا آمدن هیرمان میگذره با وجود تمام سختی ها و دو تا بچه کوچک لذت خیلی خیلی شیرین موقعی که پسرم با چشم های نازش به صورتم نگاه میکنه که باهاش حرف بزنم و اون برای مامان میخنده و موقع شیر خوردن لوس میشه برای مامان تمام غم های دنیا از یادم میرود 

کارهای هیرمان توی سه ماهگی. خنده. بلند کردن سر از روی بالش.  عشق حمام و آب بازی. فوق العاده گرمایی از لباس آستین بلند و کلاه خیلی بدش میاد. نگاه کردن به تلویزیون و گوشی مامان که براش آهنگ بچه گانه میزارم

پسندها (0)
شما اولین مشوق باشید!

نظرات (0)