فرشته های خانه ما ویانا و لیانا و هیرمان

وروجوک مامان

اول آذر لیانا خیلی شیطون بلا شده بود اصلا نه بغل می ماند نه زمین دوست غلت بخورد و برگردد به هیچ کدام از کارهای خانه نرسیدم چون فقطی زمین بود برمیگشت یا گریه و جیغ می کشید یا در حال خوردن پتو و فرش بود چون تازه یاد گرفته همش این کار تکرار میکرد من باید پیش نیستم تا برمی گشت سریع صاف میکردم امروز که دوم آذر کارهای دیروز تکرار شده
2 آذر 1399